رضا قليخان هدايت
1234
مجمع الفصحاء ( فارسي )
آوازهء نوبتت بهركس برساد * ليكن مرساد از تو نوبت به كسى 300 عبد الرّافع هروى اسمش حكيم ضياء الدّين عبد الرافع بن ابو الفتح فاضلى است جليل القدر و كاملى منشرح الصدر در صنايع شاعرى استاد و در حكمت نظرى و عملى اوستاد مدتها در خدمت سلطان ملك خسرو بوده در نهايت احترام مىزيسته گاهى مدح سلطان محمد بن سام را نيز مىگفته رسالهء جلاليه در تفسير نود و نه نام ازوست از اشعار او نوشته شد . در صفت بهار و مدح صدر كبار گويد گلبن حكايت از بت كشمير مىكند * سوسن نشان ز لعبت فرخار مىدهد گردون لاژوردى از شاخ سيمرنگ * شنگرف مىدماند و زنگار مىدهد قارون شدست باغ پس از نيستى از انك * سيم و زرش شكوفه بخروار مىدهد ياقوت آبدار گرامى همىشود * هر قطرهيى كه ابر بگلزار مىدهد انهار وصف رزمهء بزّاز مىشود * اشجار بوى كلبهء عطار مىدهد چون طوطى است شاخ زمرّد سلب كه حق * از لعل آبدارش منقار مىدهد